ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

483

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

سپس به من گفت : تو اينجا باش و مقام خود را اشغال كن . اطباء رفتند و هريك ده هزار درهم آوردند . چون پولها جمع شد ، خليفه دستور داد به همان ميزان از خزانه اضافه كنند و جمعا از دويست هزار درهم بيشتر شد ، كه به من تحويل دهند . چون روز به پايان رسيد ، دارو در مزاج خليفه اثر نموده و سه مجلس عمل و احساس راحتى نمود و حالش سبك شد . خليفه رو به من نمود و گفت : اى حنين ! هرچه بخواهى براى تو حاضر است . مقام تو نزد من بالا رفت و موقع تو در بين اطباء چندين برابر از آنچه بود گرديد . به زودى چند برابر آنچه داشتى و از بين رفت به تو مىرسانم و دشمنانت را به تو محتاج مىكنم و تو را بالاتر از تمام آنها قرار مىدهم . سپس امر كرد سه باب از خانه‌هاى دستگاه خلافت و دربار را كه در عمرم نظير آنها را نديده بودم ، اصلاح نمايند تا به من داده شود . نظير اين خانه‌ها را هيچ‌كس حتى اطباء هم نداشتند و تمام ما يحتاج مرا از اثاث و فرش و ظروف و اسباب و كتابها و آنچه لازم بود دادند ، خانه‌ها را قباله كرد و چند نفر عدول شهادت بر انتقال آنها بود . چون مرا دوست داشت و به من رغبت پيدا كرده بود ، مايل بود خانه‌ها از من و اعقاب من باشد و هيچ‌كس نتواند در آن باب حرفى بزند و اعتراض كند . چون از اين امور فراغت يافت ، حتى پرده‌هاى اطاقها را هم تهيه ديد . خانه‌ها براى سكونت حاضر شد . خليفه امر كرد اموال بسيارى كه در برابرم حاضر كرده بودند ، بخانه‌ام ببرند و پنج قاطر از قاطرهاى مخصوص خود را با زين و برگ به من داد . بعلاوه سه نفر خادم رومى هم برايم معين و امر كرد همه‌ماهه ماهى پانزده هزار درهم به من داده شود و حقوق ايام زندان و بيكارى مرا دادند . اين اموال بسيار شد و درباريان و خانمهاى اندرون و اطرافيان خليفه هم اموال و خلعت و ملك و مزرعهء بسيارى به من واگذار نمودند . بعلاوه آنچه خارج از دربار به من مىرسيد نيز داده شد و بر ساير اطباء مقدم شدم و دشمنانم زيردستم قرار گرفتند . سعادت و خوشبختى كامل نصيب من شد و گفتهء جالينوس را به ياد آوردم ، كه گفت : مردمان نيك بعضى اوقات بوسيلهء دشمنان خود استفاده مىنمايند . بجان خودم قسم ، جالينوس گرفتارىهاى بسيارى پيدا كرد ، ولى باندازهء من محنت